از ایده تا معماری
پیشرفت فرهنگ معماری نیازمند ارائه ایدهها و در حقیقت راهحلهای خلاقانه و نوین توسط معماران میباشد. به همین علت بکارگیری صحیح و خلاقانه ایدهها مهمترین بخش معماری محسوب میشود. طراحی معماری از ایدههایی مجرد و ذهنی آغاز میشود و سپس به طرح فضای عینی معماری میانجامد.
ایده حاصل دانش، تفکر، آگاهیها و دانستههای موجود در ذهن طراح و در ارتباط مستقیم با جهان پیرامون وی است. اطلاعاتی که از جهان بیرون توسط حواس کسب میشوند و به ذهن میرسند، نقش مهمی در پیدایش ایده ایفا میکنند. به همین علت جان لاک میگوید: ایده از عملیات ذهن بر محسوسات پدید میآید. تمام پدیدههایی که در این جهان وجود دارند، از قبیل یک ساختمان، یک فرم طبیعی، یا حتی یک داستان و یک شعر میتوانند به کاتالیزورهایی برای پرورش ایده در ذهن تبدیل شوند. منابع ایده همه جا در میان اشیاء روزمره زندگی، در طبیعت، درعلوم مختلف، در معماریهای تاریخی و خصوصاً در برنامه و محیط سایت وجود دارند. اما یک ذهن خلاق و کنجکاو نسبت به اطلاعات موجود در محیط پیرامون است که میتواند ایدههای خلاقانهای را ابداع کند. از این رو جمعآوری اطلاعات که در معماری به میزان قابل توجهی بصری هستند و اغلب از مشاهده شرایط محیطی پروژه بدست میآیند، نقش مهمی در شکلگیری ایدههای معمارانه دارد.
معماری همواره با مسائل مختلفی سروکار دارد و عوامل موثر بر شکلگیری پروژه بیشمارند. در این میان کار اصلی معمار یافتن جوهر منحصر بفرد و مسأله اصلی هر پروژه و پاسخگویی به آن با یک ایده قوی است. از این طریق است که ایده تولید میشود. طبیعی است که در آغاز کار یا در ضمن طراحی به علت تعدد مسائل پیش روی معمار، ایدههای فراوانی شکل بگیرند. در اینجا نقش معمار اولویتبندی ایدهها براساس اصلیترین مسائل و پالایش و تلفیق ایدههای خرد و کلان برای رسیدن به ساختاری منسجم است. در ضمن در مرحله طراحی جزئیات پروژه نیز میتوان از ایدههای متناسب با کلیت و اجزاء طرح استفاده کرد.
با اینکه داشتن ایدههای قوی در معماری حائز اهمیت است، اما تنها داشتن ایدههای خوب و خلاقانه برای رسیدن به یک معماری مطلوب کافی نیست. یک ایده معمارانه خوب علاوه بر نوآورانه بودن باید از قابلیتهای دیگری برخوردار باشد تا در نهایت یک معماری مطلوب و ماندگار از این ایده حاصل شود.

از آنجا که معماری هنری کاربردی است و ما در معماری میخواهیم به نتیجهای ملموس دست یابیم، باید این توانایی را داشته باشیم که از ایده که از شناختههای ما بصورت مجرد و خالص استخراج شده است، به یک محصول و یا فرایندی برای تولید محصول معماری برسیم. علیرغم اهمیت فوقالعاده زیاد ایدههای معمارانه، توجه صرف به ایدهپردازی در طراحی معماری و غفلت از سایر جنبههای معماری همچون فرم میتواند آثاری با ایدههای قوی را به تدریج به ورطه فراموشی بسپارد، زیرا در طول زمان معانی اولیه فراموش میشوند و آنچه میماند فرم است.
ایده پس از شکلگیری در ذهن طراح باید با طی مسیر لازم به فرم تبدیل شود. از این رو چگونگی استخراج ایده از مقولات شناخته شده و پدیدههای اطراف و نیز تبدیل آن به فرم معماری حائز اهمیت است، زیرا تبدیل مستقیم چیزهایی که کنجکاوی ما را جلب کردهاند، به معماری ناممکن و بعضاً امری سطحی و پیش پا افتاده است. مسأله عمده در فرایند طراحی شناسایی مشخصههای اصلی پدیدههایی است که معمار آنها را به عنوان منابع خلق ایدههای معمارانه در نظر گرفته است. ذهن کنجکاو عصاره یا ویژگی مهم آن چیزهایی را که با حواس شناخته است، استخراج و سپس آن را با استفاده از استراتژی مشخص به فرم تبدیل میکند.
تبدیل ایده به فرم یکی از مهمترین بخشهای طراحی معماری است. همان قدر که در معماری داشتن ایده مهم است، گذر از مرحله ایده به فرم نیز اهمیت دارد. حساسترین و تعیینکنندهترین مسأله در آغاز طراحی تبدیل ایدههای اصلی و محوری پروژه به ساختاری دارای شکل میباشد. ایده در مرحله آغازین ممکن است فکر خالص باشد و با عناصر شناخته شده غیرمعماری تصور گردد، و سپس به ایده معمارانه و دست آخر به ایده فرمال تبدیل شود. ایده فرمال نیز با خود فرم متفاوت است، زیرا ایدهها میتوانند به صور مختلف متبلور شوند. تبلور پیش از آنکه با فرم تعیین شود، با استراتژی طراحی تعیین میشود. در نتیجه ممکن است یک ایده یکسان با اتخاذ استراتژیهای طراحی متفاوت به دو طرح مختلف بیانجامد. از این رو میتوان گفت ایدهها مصالح طراحی هستند و فرمها تبلور فرایند تولید.
تبدیل ایده به فرم در گرو دو شرط اصلی است: قابلیت شکلزایی ایدههای نخستین و مهارت و دانش طراح در رابطه با تبدیل ایده به فرم. نکته مهم در تبدیل ایده به فرم قابلیت شکلزایی ایده است و البته این قابلیت چیزی نیست که به خودی خود وجود داشته باشد. قابلیت شکلزایی هم به منبع ایده مربوط است و هم به ذهنیت طراح. ذهنی خلاق است که ورای ظاهر پیش پاافتاده یا گنگ مسائل مورد مطالعه و پدیدههای روزمره میتواند قابلیتهای شکلزایی را شناسایی کند.
همان گونه که قبلاً نیز عنوان شد، آنچه از معماری بجا میماند و با کاربر فضا ارتباط برقرار میکند، فرم است و نه ایده. اما امروزه بسیاری از آثار مهم بیش از آنکه به زیباییشناسی و پردازش فرم توجه داشته باشند، به نشان دادن ایده معماری میپردازند و به همین جهت گاه خشک و شماتیک به نظر میرسند. در این گونه آثار فرم در خدمت ایده و دیاگرامی برای نمایش آن است. تجربه ناموفق این معماریها نشان میدهد که در طراحی معماری توجه به ایده و فرم در کنار هم میتواند به خلق آثار درخشان و ماندگار منجر شود.
آفرینش معماری
معماری به مفهوم اصیل آن با وظیفه دشوار ساختن چیزی که از قبل وجود ندارد، درگیر است. به بیان بهتر معماری نوعی آفرینش محسوب میشود که به هیچ عنوان تقلید را نمیپذیرد. آفرینش چشمه جوشان هنرهاست و آثار بزرگ هنری در پرتو نور آفرینشگری خالقان خود پا به عرصه وجود نهادهاند. بواسطه آفرینش است که اثری بدیع و جدید در حوزه هنر و معماری زاده میشود و موجبات ارتقای وضع موجود را فراهم میآورد.
هر عمل تازهای در ساختن چیزی در مقوله آفرینش قرار میگیرد، خواه محصول آن زیبا باشد یا نازیبا. آفرینندگی در هنر و معماری بر نوعی از فعالیت اشاره دارد که به منظور ایجاد یک طرح جهت پیدا میکند. اما واضح است که این فعالیت به تنهایی طرح محسوب نمیشود، زیرا طراحی متضمن ابتکار میباشد و بدون ابتکار طراحی غیر ممکن است. در کنار سایر عوامل مؤثر بر شکلگیری معماری، نمیتوان نقش ابداع و خلاقیت هنرمند را در شکل دادن به هرگونه اثر هنری و از جمله آثار معماری نادیده گرفت، زیرا نیروی هنرورانه ذهن آدمی نیرویی زاینده است و همین زایش و خلاقیت وجودی آدمی است که تاریخ هنر را شکل داده است. آفرینش هنری نیز در مرحله نهایی توسط هنرمند تحقق مییابد و اوست که بازتاب و تأثیر عوامل گوناگون را در معماری به نمایش میگذارد.
کار معمار به عنوان یک شخصیت آفریننده طی طریق در یک فرایند مستمر آفرینش هنری است، فرایندی که از یک انگیزه اصلی که خود چکیده یک سلسله انگیزههای دیگر است آغاز و به ایجاد طرح نهایی میانجامد. طراح چیزی را از چیزی بوجود نمیآورد، بلکه او چیزی نو خلق میکند و در این راه از قدرت تخیل خود کمک میگیرد. بنابراین غیر ممکن است که یک طرح را از پیش بتوان شناخت و یا قانونی برای نحوه طراحی وضع نمود.
آفرینش کار خداست و چون انسان آفریده اوست، قادر به آفرینش میباشد. یگانه معمار هستی با دمیدن روح آفریننده خویش در کالبد انسان او را جانشین خود بر روی زمین قرار داد. همان گونه که خداوند با دمیدن روح خلاقه خود در جسم بی جان آدمی را میآفریند، انسان نیز در مقام جانشین وی با دمیدن روح خلاقه خود در کالبد مواد خام و بیجان به آنها زندگی میبخشد و بدین سان هنر از انسان زاییده میشود. بدین ترتیب خداوند و آدمی دو حد مقوله آفرینش به شمار میروند که در هر آفرینش بایستی به این دو حد توجه نمود و در آنها تفکر کرد.
هرچند مطالب یاد شده در نگاه اول ممکن است بدیهی و ساده به نظر برسند، اما تعمق بیشتر در مفهوم آفرینش ما را از وظیفه خطیر و نقش اساسی یک معمار در آفرینش فضاهای معماری آگاه میسازد. با اینکه دانش ما در مورد نیروی خلاقه ذهن بسیار کم است، اما به جرأت میتوان گفت که این نیرو در عرصههای آفرینش حد و مرزی نمیشناسد و همچنان در طریق آفرینندگی گام برخواهد داشت و عرصههای جدیدی را در برابر دیدگان بشر خواهد گشود.
مسجد والحاقات در بنای مسجد سید
مسجد سید
در سالهای 85 – 86
مقدمه :
مسجد از ریشه سجده گرفته شده که به معنای خود را به خاک انداختن است و در معنای وسیع کلمه کنایه از مکان عبادت است ، مسجد در واقع دیواری به سمت حجرالاسود است ، نه نیازی به سقف دارد ، نه دیوارهای محاط شده با اندازه ای معلوم . حضرت محمد ( ص ) می فرماید : " هر کجا که نماز برپا دارند آن جا مسجد است . " اما مسلمانان از همان روزهای آغازین شروع به ساختن مسجد کردند و بازیاد شدن تعداد مساجد الگوی معماری آنها نیز تحول پیدا کرد . مسلمانان همیشه سعی کردند سادگی و زهد پیامبر ( ص ) را فراموش نکنند .
بنابراین مسجد بنای مهم معماری و کلید معماری اسلامی به شمار می آید در واقع دوران اولیه معماری اسلامی از حدود سال 80 تا 390 از طریق بنای مسجد آغاز شد . ساده ترین و متداول ترین مسجد قرون وسطی حیاطی چهارگوش دارد که اطراف آن با طاق نمایی پوشیده شده و کی سالن سر پوشیده در مجاورت آن شکل گرفته است . معماری مسجد از اساس مساوات طالبانی – شمایل شکن – درون نگر و از همه مهمتر سرشار از انگیزه های مذهبی عمیق است . مساجدی که حیاط دارند در جهان اسلام زیادند . فضای حیاط که با طاقهایی محاط شده است با فضای داخل مسجد که شامل منبر – محراب – مقصوره – گنبدخانه و ...... باتزئینات اسراف کارانه است کاملاً متفاوت است .
آئین اسلام ، خانه رسول اکرم را در مدینه منوره الگوی ساخت مساجد می داند . البته امروزه اثری از آن و.جود ندارد . ابن بنا جهت رسیدگی به امور اجتماعی مسلمانان ساخته شد و مسکونی بودن آن در مرحله دوم اهمیت و محور اصلی جامعه اسلامی بودن آن در مرحله اول اهمیت است برجسته ترین ویژگی خانه حضرت رسول اکرم ( ص ) حیاط بزرگ دفاعی آن است که بعدها هم که نوزده اتاق مسکونی در قسمت شرقی آن بوجود آمد حدود 75 درصد کل بنا را در بر می گرفت . این بنا در قبا ابتدا این بنا را به صورت یک فضای چهارگوش از سنگ لاشه ساختند که بعدها نخلی در وسط آن کاشتند تا ایجاد سایه کند در مساجد ، حیاط وسیع نشان از عمومی بودن بنا است مسجد کانون قوت قلب مسلمانان بود .فقدان موسسات شهری و رسمی در جهان اسلام به این دلیل بود که مساجد هر دو حوزه روحانی و غیر روحانی را در بر می گرفت . از قرن چهاردهم به بعد هر شهری مسجد خاصر خود را داشت که بنایی عظیم بود که عظمت را وظایف بسیار با اهمیت آن باعث می شود مسجد جامع مکانی بود که مسلمانان هر جمعه باید برای اقامه نماز در آن جمع می شدند . چون این جمعیت زیاد بود نیاز به بنای عظیم و بزرگ داشتند .این بنا نقش عمومی و باقی و رنگ نمادین و تبلیغاتی دارد که در مسجدهای کوچک آن کمی رنگ را نمی بینیم .
مساجد غربی و اولیه در طی دوران تحول خود تحت تأثیر هنر بیزانس و هنر ایران باستان قرار گرفتند و مسجد دچار یک سری الحاقات شد که باعث غنی شدن این بنا در دوره های بعد گردید.
ادامه مطلبگروه طراحی معماران شرق
گروه طراحی معماران شرق با کادری مجرب در زمینه طراحی داخلی وخارجی،فضاهای معماری خاص ، فضای سبز آماده همکاری می باشد.
برای تماس از طریق ایمیل با مدیریت میتوانید تماس حاصل نمایید.memar_sh63@yahoo.com
آدرس مشهد بلوار پیروزی
چند نمونه کار
طراحی معماری خانه سالمندان
دوستانی که نیاز به طرح نهایی
خانه سالمندان-مجتمع صنفی معماران- موزه جنگ- موزه موسیقی - (دانشکده معماری - هتل - بیمارستان)
دارند با ایمیل memar_sh63@yahoo.com
ودر ضمن اول داخل همین مطلب پیغام بگذارند سپس ایمیل کنند.حتما ایمل خود را با موضوع پایان نامه ارسال کنید.
تمام ایمیل ها تاتاریخ 08/10/١٣٩0پاسخ دریافت کردند
باتشکر
ادامه مطلبفنون طراحی ساختمان :
جهت قرار گرفتن فضای داخلی پلان مسکونی :
vفضاهای جنوبی ( خواب ـ غذاخوری ـ تراس ـ پذیرایی )
vفضاهای مشرقی ( حمام ـ سالن ورزشی )
vفضاهای مغرب ( پاسیو ـ کتاب خانه ـ هال ـ اتاق بازی )
vفضاهای شمال غربی ( راه پله ـ انباری )
vفضاهای شمال شرقی ( آشپزخانه ـ توالت ـ گاراژ ـ ورودی )
vفضاهای جنوب شرقی ( خواب ـ اتاق بیمار )
vفضاهای جنوب غربی ( راه پله ـ انباری ـ راهرو )
ü20 درصد اتاق بایستی از شیشه پوشیده شده باشد .
üبهترین نور در ایوان جنوب بعد شمال و مشرق و بدترین نوع مغرب می باشد .
طراحی فضای شهری
طراحی شهری چیست ؟
الف- طراحی شهری چیست؟طراحی شهری فرآیندی است که به شکلدهی فیزیکی بافتهای مختلف شهری و روستایی منجر میشود. طراحی شهری با رویکرد ساختارگرایی به ایجاد اماکن متعدد میپردازد. این فرآیند طراحی ساختمانها، فضاها و چشماندازها را در برمیگیرد و نهایتا جریانی را به راه میاندازد که به عمران و آبادی شهری کمک میکند.
تعریف طراحی شهری :
طراحی بخشی از هنر سازمان دادن فضای کالبدی است که با رشته های مختلف علمی و هنری مانند برنامه ریزی شهری ,معماری و منظر سازی ,مهندسی فنی ,مهندسی ترافیک و حمل و نقلروانشناسی ,جامعه شناسی واقتصاد سر و کار دارد و در عین حال با سیاست و فرهنگ نیز ارتباط پیدا میکند.پس میبینیم که دامنه ی فعالیتش بسیار گسترده است.
اگر گفته ی مانوئل کستل را بپذیریم که برنامه ریزی عین سیاست است شاید بهتر بتوان حوزه ی فعالیت شهری را مشخص کرد .به نظر جف لوید طراحی طراحی شهری حلقه ی پیوند دهنده ی معماری , معماری منظر, مهندسی به صورت گسترده و برنامه ریزی وبلاخص برنامه ریزی شهری است.این نظریه ای که امروز هم از اعتبار خود برخوردار است.
در تعاریف بالا ما به دنبال جوهر و مفهوم طراحی شهری هستیم چیزی که در شرایط جامعه ی ما نیزمفید واقع میشود . طراحی شهری فعالیت جدیدی نیست . بحثهای فراوانی از قدیم وجود داشته مبنی بر اینکه با شکل گرفتن فضای خصوصی زندگی بشر فضای عمومی نیز شکل گرفته , زیرا انسانها میخواسته اند با هم رابطه داشته باشند و به محض آنکه انسان پا ازفضای خصوصی بیرون میگذارد و در فضای عمومی قرار میگیرد حضور طراحی شهری در تاریخ کالبدی او آغاز میشود.
گستردگی فعالیت طراحی شهری نشان میدهد که این فعالیت مانند یک طرح معماری یا طراحی یک پارک نیست که با طرح مشخصی شروع شود یا پایان پذیرد. یک کار معماری معمولا در جایی شروع میشود و خاتمه می یابد , ملی یک میدان به عنوان عنصری از سازمان فضایی شهر در طول تاریخ تکون می یابد , دگرگون میشود ,تغییر می کند و یا مدام عوض میشود . چنین فضایی میتوانداز عهد باستان شروع شود , وسطی را پشت سر گذارد , رنسانس را ببیند و امروز هم بتواند در آن فعالیت و زندگی کند.
دشواری پیش بینی آینده ایجاب می کند که طراحی شهری انعطاف پذیر باشد , بتواند خود را با حرکات ونوسانات و تصمیم گیریها تطبیق دهد ,اصلاح شود و به قولی مدارا کند.
حرفهای نو
طراحی شهری یکی از جدیدترین حرفههاست که بیش از 25 سال از عمر آن نمیگذرد. بیشتر آن چه که طراحان شهری ارایه میکنند، (طراحی بافتهای مسکونی) دستاورد حوزههای شغلی دیگر است. در واقع طراحی شهری یک رویکرد چندگانه نسبت به سایر مشاغل دارد.
رسالت عمومی
همزمان با شکلگیری صنف طراحان شهری، معماران، شهرسازان، طراحان فضای سبز، مهندسان راه، هنرمندان و طیف وسیعی از مشاغل وفاداری خود را به این حوزه «طراحی شهری» اعلام کردند.در واقع رسالت این حوزهها تغییر روند شکلدهی فضاهای پیرامونی بود. از جمله مباحث چالش برانگیز میان این حوزهها عبارت بودند از:
الف) معماران باید سوای از طراحی ساختمانها، با موقعیت مکانی بناها هم در ارتباط باشند.
ب) شهرسازان هم باید با شکل فیزیکی توسعه و گسترش شهرها ارتباط داشته باشند.
ج) طراحان فضای سبز هم باید در ابتدای فرآیند طراحی شهری به بررسی و فهم درست از مناطق مورد نظر دست یابند.
د) مهندسان راه هم باید به جای تمرکز روی مباحث ترافیکی، از مهارتهای خود در ایجاد فضاهای دلپذیر (چه برای سکونت و چه برای مشاهده صرف) استفاده کنند.
چه اقداماتی در دستور کار طراحان شهری قرار دارد؟
1 _ وسعت دید دادن به فضای شهری _ استفاده از ابتکارهایی چند در تولید و بازتولید محیطهای پیرامونی
2 _ طراحی فضاهای ساخته شده _ از کل شهرها و حومههای آنها گرفته تا خیابانها و میدانها ارایه نظرات خود بر چگونگی عمران و احیای شهرها
3 _ تحقیق و تفحص پیرامون مناطق مورد نظر و ساکنان آنها در نظر گرفتن بافت فیزیکی، سیاسی، اقتصادی و روانشناسی حاکم بر آن مناطق
4 _ تحت تاثیر قرار دادن مردم با ابتکارات خود، کمک به آنها در اتخاذ تصمیمهایی مناسب و آموزش آنها جهت ایجاد مکانهای مطلوب
5 _ توسعه سیاستگذاریهای نوین پیرامون ساخت و سازهای شهری
6 _ مشاور گروهی _ کمک به مردم برای برعهده گرفتن نقشهایی پیرامون سازندگی و طراحی حومهها
7 _ ارایه تصاویر گرافیکی _ از طراحیهای کلی و تکنیکی گرفته تا استفاده از آخرین دستاوردها در طراحیهای کامپیوتری
- برگرفته شده از سایت :http://www.iran-eng.com
- منبعhttp://www.daneshju.ir/forum/f369/t14514.html
بررسی مقالات نما
چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟
نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت، قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است.
در سالهای اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز میشوند، جنبه عمومی تر دارند.
بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.
نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابانها یا میدانها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین میرود.
تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی میتواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد.
نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا میکند.
برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بستهتر ومحفوظتر باشد.
نمای ساختمان باید بهدنبال خلق یک کلیت هماهنگ بهوسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقفها، سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و... باشد. پنجرهها همواره با دیگر عناصر دیوار، سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند.
به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمانهای چند طبقه، نظم کاملی به چشم میخورد. اما گاه بهعلت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده میشود و این نظم آهنگ خود را از دست میدهد.
جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمانهای کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود.
در ساختمانهای بلند عناصر باریک برتری خود رانشان میدهند. در و پنجره و نعل درگاهها تاثیر خاصی در نما میگذارند. ناودانها، سایه بانها، پیش آمدگیهای سقف و بالکنها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما میکنند.
تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع نظم در این تفاوتها است.
عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمیتوان بالا و پایین پنجره و در را با هم همردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبتهای هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. میتوان پنجره ها را در گروههای کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد میکنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند.
مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان میدهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.
ترکیب پنجره ها، ایوانها، درها و بهطور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر میکند. طراح میتواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.
در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار میگیرند و تنوع در قرار گیری آنها تابععوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو جداره، آفتابشکن، سایبان و ... نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را خواهد داشت.
در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام میشود. یکی از عوامل ضروریدرهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که به این سوالها پاسخ گوید.
محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه به پایان میرسد؟ گوشههای ساختمان چه وضعیدارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا قطع می شود این ارتباط چگونه است.
محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند.
کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج میتواند حالت عمود 90 درجه، نیم دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن قرار گرفته است می تواند در نمایشهری تاثیر زیبایی داشته باشد.
نمای ساختمان خالق نمای شهری است
نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی بهدست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. میتوانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان میکند،
ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی بهکار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال میکنند.
در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.
نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابانها ومعابر میافتد شکل می گیرد.
این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد میتوانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.
عناصر پراهمیت درنما
ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت طراحی آن به شکل
مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که میتوان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
لیکن بهدلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان دارند، اغلب ورودیها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده میکنند.
بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی خود ساختمان یکی شود.
در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک کنار دیوار برایش باقی میماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل است، بهنحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون میسازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ تنها با روزنهای امکان پذیر میشود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد.
از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است، به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار میگیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را بهطور مستقیم میبینند. از این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس ثبات کند. ساختمانهایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، بهدلیل تغییر دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی میشوند. همین موضوع موجب میشود که ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد.
تراسها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم میآورند. بالکنها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور بهراحتی جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست. بام پوستهای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمیتواند بدون تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت
ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از ساختمان است. همانطور که عنوان شد نمای ساختمانها، نمای شهری را ایجاد می کند، اما بهدلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در کمترین اهمیت قرار گرفته است.
در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژهای در ارتباط با سیما و کالبد شهر
وجود دارد و گروهی از برجستهترین افراد با تخصصهای مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمانها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و... می پردازند.
آنچه برای علاقهمندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرحهای ارایه شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانههای ساختمانی ضروری به نظر میرسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمانهای اطراف، زیبایی طرح و مصا لح مورد استفاده و... نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود.
ضوابط ساماندهی نماها
تعریف نما :
نما عنصری است که امروزه جزء جدائی ناپذیر از بدنه شهری محسوب می گردد مانند دیگر پدیده های معماری دارای تاریخچه است که در اینجا مورد مطالعه قرار می گیرد .
طبیعی است که نما به مفهوم عام خود در طراحی معماری که تصویر علمی ساختمان در یکی از جهات چهارگانه می باشد مورد نظر ما نیست منظور از نما ضلعی از ساختمان است که در معرض دید عموم و در تماس با فضاهای عمومی شهر قرار می گیرد ، نقش نما تفکیک زندگی خصوصی از زندگی شهر است ، سیما و زیبائی شناسی نمای ابنیه انحصاری و انفرادی نیست ، نماها تعریف کننده فضای خیابان و یا میدان هستند و به همین دلایل است که نما از حساسیت و اهمیت بیشتری برخوردار است .
با توجه به مصوبه سال ۱۳۶۹ شورای عالی شهرسازی و معماری ، وزارت مسکن و شهرسازی ، وزارت کشور موظف به تهیه و ابلاغ ضوابط و مقررات نمای شهری ظرف ۱ ماه بوده که این کار ظرف ۱۸ سال گذشته صورت نگرفته است و این کار باعث آزاد گذاشتن دست مالکان در اعمال سلیقه های شخصی و هنرنمایی اغراق آمیز طراحان شده است تا دست به دست یکدیگر نمای شهرها را به زشت ترین و بی هویت ترین نماها تبدیل کنند .
پس از بررسی روند شکل گیری سیمای شهر تهران و ضوابط و مقررات ساختمانی موجود و پیشینه طرح ، شناسائی ناهنجاریهایی که سیمای کنونی شهر را به این شکل درآورده اند صورت گرفته است و سرانجام با توجه به یافته ها و مسائل بررسی شده ، معیارهای کلی و ضوابط ساخت و ساز و مسائل تاثیرگذار بر شکل گیری نماهای شهری ارائه گردیده است .
مواردی که باعث اغتشاش و ناهماهنگی در بدنه شهری می شوند به شرح زیر می باشند :
الف) اعمال سلیقه و دخالتهای غیرکارشناسانه شامل :
۱- حکمیت فرهنگ ساخت و ساز غیرحرفه ای (بساز بفروشی)
۲- اعمال سلیقه مالک یا کارفرما
۳- عدم استفاده از نظریات کارشناسان معمار در طراحی و اجرا
۴- هنرنمایی اغراق آمیز برخی از طراحان
ب) ضعف تئوریک :
۱- عدم آگاهی به اصول معماری ایران
۲- عدم به کارگیری مدولاسیون
ج) ناهنجاریهای مربوط به عدم رعایت اصول طراحی بنا
۱- عدم همخوانی فرم و کاربری
۲- الحاقات زائد و غیراصولی
۳- استفاده از گرایش های معماری بی ارزش و بی هویت
ضرورت موضوع
عدم وجود ضوابط و مقررات قابل درک که بتواند به شناسائی فضاها و مناطق مختلف شهر به صورت هویتهای مستقل کمک کند ، آنقدر اغراق آمیز است که نوعی وحدت بصری بیمارگونه و گسترده در تمامی نقاط شهر را موجب شده است.
در آستانه جامعه مدنی نیاز به ساماندهی نما شدیداً احساس می گردد و این مهم فقط با هماهنگی دست اندرکاران ساخت و نگهداری شهر و بناهای آن میسر می گردد ، زندگی را نباید این طرف و یا آن طرف یک نما دید ، در داخل زندگی خصوصی و در بیرون زندگی عمومی در جریان است ، زندگی جمعی اگر مهمتر از زندگی فردی نباشد از آن کم اهمیت تر نیست.
ضوابط و مقررات نمای شهری ـ مصوب مورخ ۲۸/۸/۶۹
۱- کلیه سطوح نمایان ساختمانهای واقع در محدوده و حریم شهرها و شهرکها که از داخل معابر قابل مشاهده است ، اعم از نمای اصلی و نماهای جانبی ، نمای شهری محسوب می شود ، لازم است با مصالح مرغوب به طرز مناسب، زیبا و هماهنگ نماسازی شود .
۲- صدور گواهی پایانکار ساختمان مشروط به انجام نماسازی نماهای اصلی و جانبی است
طراحی عناصر و جزئیات ساختمان
نمای ساختمان ترکیبی از سه قسمت می باشد .
۱- نشست ساختمان بر زمین : قسمت تحتانی ساختمان که بر روی زمین قرار میگیرد و می بایست به گونه ای طراحی شود که ضمن هماهنگی با مجاورین استقرار ساختمان بر روی زمین را تقویت کند .
۲- بدنه ساختمان : درب ورودی و دسترسیها ، ابعاد پنجره ها ، هماهنگی و بافت مصالح مورد استفاده با در نظر گرفتن فرورفتگی و پیش آمدگی و تاثیر مثبت از محیط و نمای املک مجاور در نما مشخص شود .
۳- خط آسمان : نحوه اتصال و ارتباط بدنه بنا با افق در مقیاسی که خوانایی بنا را برای ناظر تثبیت نماید.
طراحی نمای مناسب و هماهنگ تحت تاثیر عناصر و جزئیات ساختمانی :
۱- هماهنگی مصالح
۲- هماهنگی بافت و رنگ
۳- هماهنگی (پیشانی)
۴- هماهنگی بالکنها و بیرون زدگی ها
۵- هماهنگی نرده ها و دیوارهای محصور کننده
۱- نحوه ارائه نقشه نما جهت ارائه طرح و بررسی در کمیسیون نما :
۱- نقشه معماری مصوب و نقشه معماری وضع موجود ارائه گردد
۲- طرح نما با مقیاس ۵۰/۱ در پنج نسخه (کلیه نماهای مشرف به گذر )
۳- درصورت شمالی بودن و یا دوبر بودن نمای دیوار مشرف به گذر نیاز است
۴- پلان*های پوسته نما بویژه در قسمت برگذر ترسیم گردد (فرورفتگی و پیش آمدگی در نما مشخص باشد)
۵- کلیه نقشه ها دارای نام و نام خانوادگی مالک ، شماره پرونده ، پلک ثبتی ، آدرس ملک ، نام طراح و مهر شرکت باشد.
نحوه طراحی ساختمان متناسب با اقلیم :
طراحی معماری ساختمان باید حتی الامکان همساز با اقلیم باشد به نحوی که از شرایط مطلوب طبیعی حدکثر استفاده به عمل اید . برخی عوامل به شرح زیر می باشد :
جبهه های مطلوب به لحاظ نورگیری :
فضاهای اصلی باید رو به جبهه های مطلوب ساختمان قرار گیرد . جبهه های مطلوب به ترتیب اهمیت عبارتند از : جنوب ، شمال ، شرق و درصورت ضرورت با تمهیدات لازم در غرب ، استقرار فضاهای اصلی رو به جنوب باعث می شود تا بتوان بخشی از نور و گرمای موردنیاز ساختمان در اوقات سرد را از طریق تابش آفتاب به داخل تامین نمود .
جدارهای نورگذر :
جدارهای نورگذر شامل پنجره ها ، نورگیرها ، و مشابه آن باید از قاب های مرغوب و بدون درز مستقیم و با حداقل نشت هوا باشند . استفاد ه از شیشه های دو جداره و یا دو قاب موازی برای این سطوح به ویژه برای پنجره ها توصیه می شود .
سایه بانها :
سایه بانها برای کنترل میزان تابش آفتاب به سطوح نور گذر ساختمان به کار می رود . استفاده از عایق حرارت در پوسته خارجی ساختمان سبب می شود که حرارت حاصل از منابع گرمایشی طبیعی نظیر انرژی تابشی خورشید ، گرمای حاصل از سکنین و گرمای حاصل از وسایل الکتریکی در فضای داخل باقی بماند و به عنوان منبع گرمایش کمکی مورد استفاده قرار بگیرد. به همین منظور باید سایه بان با عمق مناسب در این مناطق تعبیه گردد . منظور از عمق مناسب سایه بان ، عمقی است که در اوقات گرم سال از تابش خورشید به داخل ممانعت به عمل اید و در اوقات سرد برای استفاده از گرمای تابشی خورشید امکان ورود تششع خورشید به داخل فراهم شود .
۲- به منظور دستیابی به یک نمای مطلوب، جنس و رنگ سنگ مصرفی از اهمیت بسزایی برخوردار است و موارد زیر در طرح نما لحاظ گردد .
۱- عکس ازساختمان ومجاورین از کلیه نماها (درصورت احداث)
۲- در طرح ارائه شده جنس و رنگ کلیه مصالح مشخص گردد و درصورت نیاز نمونه مصالح ارائه شود (رنگ کلیه پروفیل ها و رنگ شیشه ها نیز مشحص گردد)
۳- حداقل دو نوع مصالح (رنگ ـ جنس) برای نماها در نظر گرفته شود
۴- مصالح نما باید اتصال کافی و مناسب با بدنه و سازه داشته باشد تا از خطر ریزش جلوگیری به عمل اید.
۵- کلیه سطوح خارجی ساختمان ، به لحاظ ایمنی و زیباسازی منظر شهری ، باید در شرایط مناسب نگهداری شوند.
۳- سقفها
۱- در ساختمانهای با سقف شیبدار دسترسی اساسی به بام مشخص باشد
۲- شیب بام در ساختمان های شیبدار حدود ۲۵ درصد در نظر گرفته شود
۳- راس شیب بام بصورت شکسته در نظر گرفته شود
۴- در ساختمانهای با سقف شیبدار محل قرارگیری کولرها در بام مشخص و در پلانها و مقاطع دیده شود
۵- بارانگیر در ساختمانهای عادی (بدون شیب سقف) مدنظر و در مقاطع دیده شود (متناسب با همسایه و حدکثر تا ۹۰ سانتیمتر)
۶- ساختمانهائی که در محدوده سقف های شیبدار می باشد ولی پروانه قدیمی دارند و اجرا شده است سقف شیبدار غیر اساسی با پوشش سفال یا روف تایل اجرا گردد.
۷- سقفهای شیبدار باید به نحوی طراحی و اجرا گردد که از ریزش برف ، یخ یا اجزای سقف از ارتفاع جلوگیری شود .
۴- اندازه و ابعاد پنجره ها با توجه به مبحث ۴ و مبحث ۱۹ (انرژی) مقررات ملی ساختمان و آئین نامه ۲۸۰۰ زلزله طراحی و براساس اصول فنی لحاظ گردد. رعایت موارد زیر در نمای ساختمانها الزامی می باشد .
۱- از شیشه رفلکس استفاده نشود
۲- فاصله پنجره ها از زیر سقف تمام شده حداقل ۲۰ سانتی متر در نظر گرفته شود
۳- مشخصات کلیه درها و پنجره ها باید با استانداردهای ملی مطابقت داشته باشد .
۴- استفاده از درب و پنجره با ابعاد مدولار و تولید صنعتی در ساختمان رعایت گردد .
۵- در فضاهای اقامت ، سطح شیشه الزامی ، حداقل یک هشتم سطح کف می باشد ، مگر آنکه پنجره ها تنها در یک دیوار تعبیه شده باشد و فاصله آن دیوار با دیوار مقابل بیش از ۵/۴ متر باشد که در اینصورت یک هفتم سطح کف ، الزامی خواهد بود .
۶- در فضاهای اقامت در صورتی که لبه بالای پنجره ها غیر از نورگیر سقف شیبدار در ارتفاع زیر ۱۰/۲ متر قرار گرفته باشد ، سطح الزامی شیشه شفاف یک ششم سطح کف است ، مگر آنکه کلیه دریچه ها نیز در یک دیوار تعبیه شده باشد و فاصله آن از دیوار مقابل بیش از ۵/۴ متر باشد ، دراینصورت سطح الزامی شیشه ، یک پنجم کف فضا است .
۷- در مواردی که تامین نور به صورت طبیعی صورت گیرد ، حداقل سطح شیشه در
راه پله ها ۹/۰ مترمربع به ازای هر طبقه می باشد .
۸- استفاده از اجزای ساختمانی به صورت صنعتی و مدولار ، با رعایت استانداردها و مقررات ملی ساختمان ، توصیه می شود. ضوابط مربوط به در و پنجره صنعتی و با ابعاد مدولار در مبحث الزامات عمومی ساختمان (مبحث ۴) آورده شده است.
۵- پروفیل ، نرده و شیشه
۱- پیلوت بصورت یکسره باز و از نرده روی دیوار با ارتفاع ۸۰ سانتی متر استفاده شود و نرده دارای طراحی مناسب باشد
۲- در بالکن ها و لبه بام از نرده استفاده نگردد(استفاده از نرده در لبه دست انداز منوط به طراحی مناسب تا ۳۰ سانتیمتر بلامانع است )
۳- حداقل ارتفاع جانپناه بالکن ها در محفظه های آفتابگیر و جانپناه حیاط های داخلی باید ۱۰/۱ متر باشد .
۴- در طرح ارائه شده تناسب پنجره و درب پیاده و سواره در نظر گرفته شود
۵- در استفاده از انواع شیشه های مات ، آجر شیشه ای و پلاستیک ، باید سطحی که نور معادل شیشه شفاف الزامی را تامین کند ، جایگزین گردد .
۶- جزئیات اجرائی
۱- درصورت نیاز و طراحی خاص بعضی از قسمتها جزئیات اجرائی ارائه گردد.
اقلیم در معماری
تاثیر اقلیم در معماری
اهمیت تاثیر اقلیم بر معماری،انجام مطالعات و پژوهش های جامعی را در این زمینه ایجاب می کند.بویژه در کشور ما که تنوع شرایط اقلیمی در آن کاملا مشهود است.انجام تحقیقات گسترده در این زمینه امری اجتناب ناپذیر است.
بطورکلی،این پژوهش ها به دو صورت نظری وعملی انجام می گیرد.دروجه اول،مباحث نظری مربوط به اقلیم و ساختمان،مورد بررسی قرارمی گیرد و در وجه دوم،با بهره جستن از آمار آب و هوایی مناطق مختلف و انجام تقسیم بندی های اقلیمی،همچنین با استفاده از نمونه های ساختمانی مناطق مختلف اقلیمی،آزمایش ها و محاسبات دقیق صورت می گیرد.از آنجا که ازمایش ها عملی در چار چوب وظایف موسسات تحقیاقات ساختمانی انجام می گیرد واین امر تنها با تخصیص بودجه وزمان کافی از سوی سازمانهای مربوطه اماکان پذیر است، همچنین به دلیل نبود امکانات عملی جهت انجام این برنامه ها ودر دست نبودن امار واطلاعات آب وهوایی مناطق مختلف، پژوهش حاضر بیشتردر وجه اول استوار است.
معماری واقلیم، پیوندشان بیشتر به رابطه نوزاد وآغوش می ماند، یا نسبت هر رستنی با خاک ، حریم امن وبستر بالیدن. با بستگی ای تکامل آفرین؛ الهام بخش والبته ، نه محیط زا. در این معنا، آغوش، خاک واقلیم ، رابط حیات وسرزندگی ونبودشان نمود میرایی است . تجربیات معماری بومی در پهنه جهان وآروین های آن در معماری ایران زمین نیز ، خود گواه تاکیدی بر اندیشه ی فرم زایی ملاحظات اقلیمی در معماری است تا عاملی بر محدودیت آن یا اسارت معمار.
میزان متفاوت وترکیب گوناگون عوامل اقلیمی که خود ناشی از تفاوت موقعیت جغرافیای مناطق مختلف است، حوزه های اقلیمی متفاوتی در جان پدید آورده که هریک ویژگی های خاصی دارد. محیط زیست ، شهرها وحتی بناهای مربوط به این حوزه های اقلیمی، ویژگیهای خاصی متناسب با شرایط اقلیمی خود به دست آوردند. هدف این گزارش ، تعیین حوزه های مختلف اقلیمی ایران در ارتباط با معماری وارائه اطلاعاتی است که برای دست یابی به طرحهای منطقی معماری وهماهنگ با اقلیم مورد نظر است .
در این گزارش تاثیر هریک از عناصر اقلیمی(تابش آفتاب، رطوبت وباد) برساختمان مورد بررسی قرار می گیرد. در بین این عناصر، تابش آفتاب- که نور وحرارت طبیعی را به وجودمی آورد- مهمترین عنصر محسوب می شود.
جهت مطالعه ادامه مقاله به ادامه مطلب مراجعه نمایید
حوزه های اقلیمی ایران
تقسیمات اقلیمی در جهان
در مورد تقسیم بندی اقلیمی نقاط مختلف جهان، روشهای گوناگونی پیشنهاد شده که از میان روش کوپن – دانشمند اتریشی- مورد قبول قرارگرفته است. کوپن براساس رشد ونمو انواع نباتات، پنج نوع اقلیم در مقیاس جهانی معرفی کرده است که عبارتند از:
۱٫ اقلیم بارانی استوایی : در این اقلیم فصل سرد وجود ندارد و معدل دمای هوا در سردترین ماه سال بیش از۱۸ درجه سانتی گراد است.
۲٫ اقلیم گرم وخشک: در این مناطق، به دلیل آنکه میزان بارندگی سالانه بخار آب مورد نیاز جهت رطوبت هوا را تامین نمی کند، هوا به طور کلی خشک است.
۳٫ اقلیم گرم-معتدل: معدل دمای هوای سردترین ماه سال در این مناطق بین ۱۸ و۳- درجه سانتی گراد ومعدل دمای هوا در گرمترین ماه سال بیش از ۱۰ در جه سانتی گراد است. در این مناطق زمستان کوتاه است ولی ممکن است حدود یک ماه یا بیشتر زمین یخ بسته یا پوشیده از برف باشد.
۴٫ اقلیم سرد و برفی: در این افلیم معدل دمای هوا در گرمترین ماه سال بیش از ۱۰ درجه ودر سردترین ماه سال کمتر از۳- درجه سانتی گراد است. بارندگی در این مناطق معمولا” به صورت برف است ودر طول چند ماه ازسال زمین پوشیده از برف ویخ است.
۵٫ اقلیم قطبی: در این اقلیم معدل دمای هوا در گرمترین ماه سال کمتر از ۱۰ درجه سانتی گراد است. در این جا برخلاف اقلیم بارانی واستوایی فصل گرم وجود ندارد.
تقسیمات اقلیمی در ایران
اصولا در بسیاری در مناطق جهان ،اقلیم بوسیله عرض جغرافیایی و اتفاع از سطح دریا مشخص می شود.ایران با قرار گرفتن بین ۲۵ و ۴۰ درجه عرض جغرافیایی شمالی،در منطقه گرم قرار دارد و از نظر ارتفاع نیز، فلات مرتفعی است که مجموع سطوحی از آن که ارتفاعشان از سطح دریا کمتر از ۴۷۵متر است، درصد بسیار کمی از سطح کل کشور را تشکیل می دهند.
با وجود اینک ایران دارای دو حوزه بزرگ آب(دریای خزر و خلیج فارس) است، بدلیل وجود رشته کوه های البرز و زاگرس و نحوه قرارگیری آنها، اثرات این دو حوزه محدود به نواحی بسیار نزدیک به آنها است و این حوزه ها، به ندرت اثری در تعدیل درجه حرارت قسمت های داخلی دارند.
بی تردید در کشوری کوهستانی مانند ایران ،هیچ گاه دو نقطه از نظر اقلیمی مانند یکدیگر نیستند.با این حال، بهترین روش برای دستیابی به پایه ای به منظور تعیین مناطق اقلیمی کشور، همان اصول کوپن است که ناگزیر باید از آن پیروی کرد.
بنابراین، تقسیمات چهار گانه ایران را که توسط دکتر حسن کنجی پیشنهاد شده نمی توان مورد استفاده قرار داد. وی تقسیم بندی کوپن را با کمی تغییر و با توجه به عوارض جغرافیایی کشور به شرح زیر پذیرفته است.
۱٫ اقلیم معتدل و مرطوب(سواحل جنوبی دریای خزر)
۲٫ اقلیم سرد (کوهستان های غربی)
۳٫ اقلیم گرم خشک(فلات مرکزی)
۴٫ اقلیم گرم و مرطوب(سواحل جنوبی)
اقلیم معتدل و مرطوب (سواحل جنوبی دریای خزر)
سواحل دریای خزر با آب و هوای معتدل و بارندگی فراوان، از جمله مناطق معتدل محسوب می شود. این منطقه که به صورت نواری بین رشته کوه های البرز و دریای خزر محصور شده، از جلگه های پستی تشکیل شده است که هر چه به طرف شرق پیشروی می کند، رطوبت و اعتدال هوا کاهش می یابد. در حقیقت ، رشته کوه های البرز که حد فاصل دو آب و هوای متضاد هستند، جلگه های پست خزر را از فلات مرکزی جدا می کنند. از جمله ویژگی های این اقلیم، رطوبت زیاد هوا و اعتدال درجه حرارت آن است. دمای هوا در روزهای تابستان معمولا بین ۲۵تا۳۰ درجه سانتی گراد و شبها بین ۲۰تا۲۳ درجه سانتی گراد و در زمستان معمولا بالای صفر است. در این منطقه، بارندگی بسیار زیاد و در تابستان به صورت رگبار است. شهرهای رشت، بندر انزلی، بابلسر و گرگان در این منطقه قرار دارند.
بارندگی درتابستان کم ودر زمستان زیاد است وبیشتر به صورت برف می بارد. به طور کلی در این منطقه ،فصل بهار کوتاه است وتابستان و زمستان را از هم جدا می کند.
تقسیمات اقلیمی و تیپولوژی معماری
با توجه به شکل گیری و ترکیب معماری بومی مناطق مختلف ایران در می یابیم که ویژگی های متفاوت هر یک از این اقلیم ها،تاثیر فراوانی در شکل گیری شهر ها و ترکیب معماری این مناطق داشته اند.بنابراین،تعیین دقیق حوزه های اقلیمی در سطح کشور و دستیابی به مشخصات اقلیمی مناطق مختلف،در ارائه طرح های مناسب و هماهنگ با اقلیم هر منطقه اهمیت فراوانی دارد.
ویژگی های معماری بومی مناطق معتدل و مرطوب
معماری بومی این مناطق که بیشتر کرانه های دریا ی خزر و دامنه های شمالی کوه های البرزرا شامل می شود،به طور کلی دارای ویژگی های زیر است:
۱٫ در نواحی بسیار مرطوب کرا نه های نزدیک دریا برای حفاظت ساختمان از رطوبت بیش از حد زمین،خانه ها بر روی پایه های چوبی ساخته شده اند. ولی در دامنه کوه ها که رطوبت کمتر است،معمولا خانه ها بر روی پایه هایی از سنگ و گل و در پاره ای موارد بر روی گربه رو ها بنا شده اند
۲٫ برای حفاظت اتاق ها از باران،ایوانک های عریض و سرپوشیده ای در اطراف اتاق ها ساخته اند.این فضاها،در بسیاری از ماه های سال برای کار و استراحت و در پاره ای موارد برای نگهداری محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد.
۳٫ بیشتر ساختمان ها با مصالحی با حداقل ظرفیت حرارتی بنا شده اند و در صورت استفاده از مصالح ساختمانی سنگین،ضخامت آنها در حداقل میزان ممکن حفظ شده است(در این مناطق بهتر است از مصالح ساختمانی سبک استفاده شود.چون در زمانی که نوسان دمای روزانه هوا کم است،ذخیره حرارت هیچ اهمیتی ندارد و علاوه براین ،مصالح ساختمانی سنگین تا حدود زیادی تأثیر تهویه و کوران را که یکی از ضروریات در این منطقه است کاهش می دهد).
۴٫ در تمام ساختمان های این مناطق،بدون استثناء از کوران و تهویه طبیعی استفاده می شود.بطور کلی،پلان ها گسترده و باز و فرم کالبدی آنها بیشتر شکل های هندسی،طویل و باریک است. به منظور حداکثر استفاده از وزش باد در ایجاد تهویه طبیعی در داخل اتاق ها ،جهت قرارگیری ساختمان ها با توجه به جهت وزش نسیم های دریا تعیین شده است.در نقاطی که بادهای شدید و طولانی می وزد،قسمت های رو به باد ساختمان ها کاملا بسته است.
۵٫ به منظور استفاده هر چه بیشتر از جریان هوا،همچنین بدلیل فراوانی آب و امکان دسترسی به آن در هر نقطه،ساختمان ها به صورت غیر متمرکز و پراکنده در مجموعه سازمان دهی شده است.
۶٫ بدلیل بارندگی زیاد در این مناطق،بام ها شیبدار است و شیب بیشتر آنها تند است.
اقلیم و ساختمان
نکته قابل توجه اینکه،اگر چه عناصر اقلیمی تمام ساختمان ها را تحت تأثیر قرار می دهد و اصول مطرح شده در این قسمت در مورد تمام آنها صدق می کند،ولی در بکار گیری این اصول باید توجه داشت که در برخی ساختمان های خاص ممکن است تأثیر عناصر اقلیمی نسبت به تأثیر عوامل داخلی آن ساختمان ها (مانند حرارت ناشی از وجود افراد،چراغ های روشنایی و دستگاه های حرارت زا )بسیار اندک بوده،نقش تعیین کننده ای نداشته باشد. بنابراین،نتایج به دست آمده در این فصل،در مورد ساختمان هایی صدق می کند که عوامل داخلی عمده ای در آنها دخالت ندارد.
تابش آفتاب و تأثیرآن بر ساختمان و محیط اطراف
نور خورشید،همیشه برای ایجاد روشنایی طبیعی در ساختمان لازم است. ولی از آنجا که این نور در نهایت به حرارت تبدیل می شودفمیزان تابش مورد نیاز برای هر ساختمان باید با توجه به نوع آن و شرایط اقلیمی محل آن تعیین شود.
بنابراین،شدت تابش آفتاب و حرارت حاصل از آن در یک نقطه از سطح زمین،به فاصله ای که پرتوی خورشید باید طی کند،ضخامت ابرو وضعیت آلودگی هوا بستگی دارد.به همین دلیل،شدت تابش آفتاب در یک محل با ارتفاع آن محل از سطح دریا متناسب است و در مناطق مرتفع،چون پرتوی خورشید فاصله ی کمتری از اتمسفر را طی می کند،حرارت بیشتری تولید می نماید.همچنین در ظهر محلی هر منطقه که خورشید در قائم ترین حالت خود نسبت به زمین آن محل قرار دارد و فاصله آن کمتر است،شدت تابش آفتاب بیشتر از صبح و عصر است که خورشید در مایل ترین حالت نسبت به زمین محل مورد نظر قرار دارد.
با توجه به مطالب فوق در می یابیم که شدت تابش آفتاب در هر نقطه از سطح زمین،به موقعیت خورشید نسبت به آن منطقه بستگی دارد.از آنجا که موقعیت خورشید به دلیل حرکت وضعی و دورانی زمین در ساعت ها ،روزها وفصل های مختلف متفاوت است،برای بررسی شدت تابش آفتاب بر سطوح مختلف و حرارت حاصل از آن باید موقعیت خورشید نسبت به محل مورد نظر در زمان های مختلف مشخص باشد. بدین منظور،در این قسمت موقعیت خورشید مورد بررسی قرارمی گیرد.
موقعیت خورشید
در هر نقطه از سطح زمین،مسیر حرکت خورشید در آسمان در روزهای مختلف سال متفاوت است.برای مثال ،حرکت خورشید نسبت به ساختمانی که در نیم کره شمالی و رو به جنوب قرارگرفته،بدین طریق است که در تابستان خورشید از شمال شرقی محوطه ی این ساختمان طلوع و در شمال غربی آن غروب می کند.در زمستان، طلوع خورشید از جنوب شرقی و غروب آن در جنوب غربی محوطه ساختمان مزبور صورت می گیرد و فقط در اول فروردین و اول مهر ماه،خورشید کاملاًًًًًًًًً از شرق طلوع کرده،در غرب غروب می کند.
موقعیت خورشید را در هر منطقه ودر هر زمان می توان به و سیله ی دو زاویه یکی ((زاویه تابش )) و دیگری ((جهت تابش )) مشخص کرد.زاویه تابش زاویه ای است که بین امتداد پرتوی خورشید و سطح افق تشکیل می شود و جهت تابش زاویه ای است که بین تصویر امتداد پرتو خورشید بر صفحه افق و شمال واقعی پدید می آید.(۳-۳)تغییرات روزانه و سالانه ی این دو زاویه به عرض جغرافیایی محل بستگی دارد. در بسیاری از کشورها،مقاذیر این دو زایه برای نقاط گوناگون و در زمان های مختلف محاسبه شده و به صورت جدول ها و منحنی هایی ارائه شده است. ولی چنانچه موقعیت خورشید براتی نقاط خاصی مورئ نظر باشد، آنها را می توان از طریق محاسبات ریاضی به دست آورد.
اولین عامل موثر در محاسبه ی موقعیت خورشید ، زاویه ی چرخش خورشید است. این زاویه، زاویه ی است که بین دو صفحه ای که از خط استوا می گذرد و خطی که مرکز زمین و خورشید را به هم متصل می کند، ایجاد می شود و در طول سال از ۲۳٫۵ درجه به طرف بالای صفحه ی استوا تا ۲۳٫۵ درجه به طرف پایین صفحه ی استوا یعنی ۴۷ درجه تغییر می یابد. دیگر عوامل موثر در تعیین زاویه ی تابش و جهت تابش، عرض جغرافیایی و زمان مورد نظر است.
تابش آفتاب
به طور کلی، تابش آفتاب با ساطع شدن پنج نوع پرتو یک ساختمان را تحت تأثیر قرار می دهد. این پنج نوع پرتو به ترتیب اهمیت عبارتند از:
• پرتو مستقیم با طول موج کوتاه
• پرتو پراکنده از آسمان با طول موج کوتاه
شرایط اقلیمی و خصوصیات آب و هوایی
شرایط اقلیمی و خصوصیات آب و هوایی
• شرایط اقلیمی و خصوصیات آب و هوایی
• سلسله جبال البرز و زاگرس نواحی مرکزی ایران را از دریای خزر در شمال و جلگه بین النهرین در غرب جدا می کنند .
•
• نیز به صورت منفرد در مرکز و شرق ایران وجود دارند از جمله کوه تفتان ، شیر کوه و …
کوهستان های غربی که دامنه های غربی رشته کوههای فلات مرکزی ایران و سراسر کوههای زاگرس را در بر می گیرد از مناطق سردسیر کشور به شمار می آیند .
• کلیات آب و هوایی این منطقه به شرح زیر می باشد :
• • سرمای شدید در زمستان و هوای معتدل در تابستان
• • اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت هوا بین دمای شب
• و روز
• • بارش برف سنگین
• • رطوبت کم هوا
• میانگین دمای هوا در گرم ترین ماه سال در این اقلیم بیش از ۱۰ درجه سانتی گراد و متوسط دمای هوا در سردترین ماه سال کمتر از ۳- درجه سانتی گراد می باشد .
• نوسانات دمایی در طی شبانه روز نیز در نواحی کوهستانی بیشتر است . در این اقلیم دره ها در فصل تابستان بسیار گرم و در زمستان معتدل اند . مقدار تابش آفتاب در فصل تابستان در این منطقه زیاد و در زمستان بسیار کم است . زمستان ها طولانی ، سرد و سخت بوده و تا چند ماه از سال ، زمین پوشیده از یخ ، و بهار کوتاه مدت است و زمستان و تابستان را از هم جدا می کند. سرما از اوایل آذر ماه شروع می شود و کم و بیش تا اواخر فروردین ادامه می یابد . در سراسر این منطقه از آذربایجان گرفته تا استان فارس ، زمستان ها به شدت سرد می باشد .
• در این نواحی ، میزان بارندگی در تابستان کم و در زمستان زیاد است و بیشتر به صورت ریزش برف می باشد . برف های پیاپی بیشتر قله ها را می پوشاند . در ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر همواره برف وجود دارد و این کوهستان ها سرچشمه رودخانه ها و قنات ها در کشور محسوب می شوند .
• بارش برف در نواحی شمال و شمال غربی منطقه بیش از نواحی جنوب غربی آن است . علی رغم بارندگی فراوان ، رطوبت در این اقلیم کم می باشد . همچنین سلسله جبال غربی همانند سدی مانع از نفوذ هوای مرطوب مدیترانه به داخل فلات ایران می شوند و رطوبت هوا را تنها در دامنه های خود نگاه می دارند . برخلاف نواحی شمال ایران و سواحل دریای خزر که غلظت هوا به دلیل پستی زمین و بارش زیاد است در اقلیم سرد ، این غلظت کمتر بوده و همین امر میزان استفاده از تهویه طبیعی هوا را کاهش می دهد .
• فرم بنا
• برودت بسیار میانگین دمای هوا در گرم ترین ماه سال در این اقلیم بیش از ۱۰ درجه سانتی گراد و متوسط دمای هوا در سردترین ماه سال کمتر از ۳- درجه سانتی گراد می باشد .
• نوسانات دمایی در طی شبانه روز نیز در نواحی کوهستانی بیشتر است . در این اقلیم دره ها در فصل تابستان بسیار گرم و در زمستان معتدل اند . مقدار تابش آفتاب در فصل تابستان در این منطقه زیاد و در زمستان بسیار کم است . زمستان ها طولانی ، سرد و سخت بوده و تا چند ماه از سال ، زمین پوشیده از یخ ، و بهار کوتاه مدت است و زمستان و تابستان را از هم جدا می کند. سرما از اوایل آذر ماه شروع می شود و کم و بیش تا اواخر فروردین ادامه می یابد . در سراسر این منطقه از آذربایجان گرفته تا استان فارس ، زمستان ها به شدت سرد می باشد .
• در این نواحی ، میزان بارندگی در تابستان کم و در زمستان زیاد است و بیشتر به صورت ریزش برف می باشد . برف های پیاپی بیشتر قله ها را می پوشاند . در ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر همواره برف وجود دارد و این کوهستان ها سرچشمه رودخانه ها و قنات ها در کشور محسوب می شوند .
• بارش برف در نواحی شمال و شمال غربی منطقه بیش از نواحی جنوب غربی آن است . علی رغم بارندگی فراوان ، رطوبت در این اقلیم کم می باشد . همچنین سلسله جبال غربی همانند سدی مانع از نفوذ هوای مرطوب مدیترانه به داخل فلات ایران می شوند و رطوبت هوا را تنها در دامنه های خود نگاه می دارند . برخلاف نواحی شمال ایران و سواحل دریای خزر که غلظت هوا به دلیل پستی زمین و بارش زیاد است در اقلیم سرد ، این غلظت کمتر بوده و همین امر میزان استفاده از تهویه طبیعی هوا را کاهش می دهد
• فرم بنا
• برودت بسیار زیاد هوا در بخش عمده ای از سال ، در نواحی سرد و کو هستانی باعث شده است تا حداکثر استفاده از تابش آفتاب ، بهره گیری از نوسان روزانه دما ، حفظ حرارتی و جلو گیری از باد سرد زمستانی در فضاهای مسکونی امری ضروری گردد . لذا فرم بنا در جهت مقابله با سرمای شدید طراحی و اجرا می شود . در ادامه ، به توضیح خصوصیات کلی فرم بنا در این اقلیم خواهیم پرداخت .
• هوا در بخش عمده ای از سال ، در نواحی سرد و کو هستانی باعث شده است تا حداکثر استفاده از تابش آفتاب ، بهره گیری از نوسان روزانه دما ، حفظ حرارتی و جلو گیری از باد سرد زمستانی در فضاهای مسکونی امری ضروری گردد . لذا فرم بنا در جهت مقابله با سرمای شدید طراحی و اجرا می شود . در ادامه ، به توضیح خصوصیات کلی فرم بنا در این اقلیم خواهیم پرداخت
• ۱٫ ساختمان های درون گرا با حیاط مرکزی
• بناهای سنتی در اقلیم سرد مانند نواحی مرکزی فلات ایران دارای حیاط مرکزی بوده و سایر قسمت ها دورتادور این حیاط چیده می شوند . اتاق های واقع در سمت شمال حیاط بزرگتر از سایر قسمت ها و تالار یا اتاق اصلی نشیمن خانه نیز در این سمت حیاط واقع شده است تا از تابش مستقیم و حرارت آفتاب در فصل سرد زمستان استفاده کنند . جبهه جنوبی ساختمان به دلیل کوتاه و معتدل بودن فصل تابستان کمتر به کار گرفته می شود . لذا اتاق های جنوبی و اتاق های شرقی و غربی – در صورت وجود – به عنوان انباری یا فضاهای خدماتی همچون اتاق خدمه یا سرویس های بهداشتی کاربرد دارند .
• برخلاف مناطق معتدل و مرطوب سواحل جنوبی دریای خزر ، خانه های این مناطق ، اغلب دارای زیر زمینی با سقف کوتاه در پائین زمستان نشین هستند که به علت خنکی هوای آن ، در تابستان برای سکونت و آسایش ساکنان خانه به کار می رود .
• ۲٫ استفاده از ایوان و حیاط کوچک در بنا
• از آنجایی که در بیشتر روزهای سال در مناطق کوهستانی سرد و یا بسیار سرد است اکثر فعالیت های روزمره در اتاق ها انجام می پذیرد . لذا ابعاد حیاط ها در این مناطق قدری کوچکتر از نواحی فلات مرکزی ایران است .
• ساختمان ها در این اقلیم دارای ایوان اند ولی عمق آنها نسبت به ایوان های مناطق جنوبی کشور به مراتب کمتر می باشد و همانند ایوان های منطقه خزر ، کاربرد نشیمن ندارند و صرفا جهت حفظ ورودی ها ی بنا از برف و باران استفاده می شوند .
• نکته دیگر پائین بودن کف حیاط بناهای اقلیم سرد به اندازه ۱ تا ۱٫۵ متر از سطح پیاده روها است تا بتوان آب جاری در نهر ها و جوی ها را بر باغچه حیاط یا آب انبار واقع در زیر زمین سوار نمود و از سوی دیگر ، زمین مانند عایق حرارتی اطراف بنا را احاطه کرده ، مانع از تبادل حرارتی بین بنا و محیط پیرامون آن و باعث حفظ حرارت درون ساختمان می شود .
• ۳٫ پلان ، فرم بنا و نحوه قرار گیری آن
• در حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی ، بناها دارای پلان و بافت متراکم می باشند . فرم بنا باید به گونه ای باشد که سطح تماس آن را با سرمای خارج کمتر نماید تا حرارت کمتری از درون به بیرون انتقال یابد . لذا از احجامی نظیر مکعب یا مکعب مستطیل استفاده می نمایند تا نسبت سطح خارجی بنا به حجم داخلی آن کاهش یابد و آن را در حداقل ممکن نگه دارد .
• ساختمان ها بین ۲۰ درجه به طرف غرب و ۴۵ درجه به سمت شرق و در سایه باد یکدیگر و خارج از سایه آفتاب هم ، در محور شمالی – جنوبی مستقر می شوند .
• ۴٫ اتاق های کوچک با ارتفاع کم
• در نواحی سرد و برفی ، باید از ایجاد اتاق ها و فضاهای بزرگ داخل بنا اجتناب نمود چرا که با افزایش سطح تماس آنها با فضای سرد بیرونی ، گرم کردن این فضای وسیع مشکل خواهد بود .
• بنابراین در این مناطق سقف اتاق ها را پائین تر از اتاق های مشابه در سایر حوزه های اقلیمی در نظر می گیرند تا حجم اتاق کاهش یابد و سطح خارجی نسبت به حجم بنا حداقل گردد . ارتفاع کم سقف در تالار ها و اتاق های مهم و طاق راسته ها و حجره های بازارهای این مناطق نیز مشهور است .
• ۵٫ بازشوهای کوچک
• در این مناطق برای جلو گیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا از بازشوهای کوچک و به تعداد کم استفاده می کنند . در صورت بزرگ بودن پنجره ها ، استفاده از سایبان الزامی است . بازشوها در ضلع جنوبی برای استفاده هر چه بیشتر از تابش آفتاب ، بزرگتر و کشیده تر انتخاب می شوند . همچنین از استقرار بازشوها در جهت بادهای سرد باید اجتناب نمود . پنجره های دو جداره نیز برای رساندن تبادل حرارتی به حداقل ممکن مناسب ترند . در ضمن به منظور جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج ساختمان ، میزان تعویض هوای هوای داخل وتهویه طبیعی را باید به حداقل ممکن رساند .
• در مقایسه با اقلیم گرم و خشک ابعاد بازشوها در این حوزه اقلیمی برای استفاده از انرژی حرارتی حاصل از تابش آفتاب افزایش یافته است .
• بنابراین در این مناطق سقف اتاق ها را پائین تر از اتاق های مشابه در سایر حوزه های اقلیمی در نظر می گیرند تا حجم اتاق کاهش یابد و سطح خارجی نسبت به حجم بنا حداقل گردد . ارتفاع کم سقف در تالار ها و اتاق های مهم و طاق راسته ها و حجره های بازارهای این مناطق نیز مشهور است .
• ۵٫ بازشوهای کوچک
• در این مناطق برای جلو گیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا از بازشوهای کوچک و به تعداد کم استفاده می کنند . در صورت بزرگ بودن پنجره ها ، استفاده از سایبان الزامی است . بازشوها در ضلع جنوبی برای استفاده هر چه بیشتر از تابش آفتاب ، بزرگتر و کشیده تر انتخاب می شوند . همچنین از استقرار بازشوها در جهت بادهای سرد باید اجتناب نمود . پنجره های دو جداره نیز برای رساندن تبادل حرارتی به حداقل ممکن مناسب ترند . در ضمن به منظور جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج ساختمان ، میزان تعویض هوای هوای داخل وتهویه طبیعی را باید به حداقل ممکن رساند .
• در مقایسه با اقلیم گرم و خشک ابعاد بازشوها در این حوزه اقلیمی برای استفاده از انرژی حرارتی حاصل از تابش آفتاب افزایش یافته است .
• ۶٫ دیوارهای نسبتا قطور
• قطر زیاد دیوارها نیز به نوبه خود از تبادل حرارتی بین فضای داخلی بنا و محیط بیرونی ساختمان جلوگیری می کند . معیارهای معماری اقلیم سرد و کوهستانی و گرم و خشک تقریبا مشابه است و تنها تفاوت آنها در منابع حرارت دهنده می باشد که در اقلیم گرم و خشک این منبع از سمت بیرونی بنا و در اقلیم سرد از سمت داخل فضا می باشد . لذا باید در این اقلیم به کمک مصالح بنایی قطر دیوارها را زیاد نمود تا این جداره بتواند به عنوان منبع ذخیره حرارت داخل بنا عمل نماید .
• دیوارهای قطور ، گرما و حرارت تابش آفتاب روزانه را در طول شب حفظ و به تعدیل دمای داخل ساختمان کمک می نماید . در معماری بومی این مناطق تا حد ممکن تلاش می شود تا به شکل طبیعی یا یا با استفاده از بخاری و گرمای ناشی از حضور افراد ، پخت وپز یا حضور حیوانات ، بنا را گرم نمود .
• ۷٫ بام های مسطح
• ابن یه سنتی در کوهپایه های شمالی سلسله کوههای البرز دارای بام های شیب دار و در مناطق کوهستانی غالبا مسطح هستند .
• بام های شیب دار در صورت مناسب بودن پوشش آن به مراتب از بام های مسطح بهترند چرا که آب باران را به سهولت از روی بام دور می کنند . ولی در صورت کاهگلی بودن پوشش بام ، قدرت آن در برابر رطوبت و باران و به ویژه برف بسیار تضعیف خواهد شد . چرا که آب ناشی از ذوب تدریجی برف وارد سقف کاهگل می گردد و بنا مرطوب و نم دار می گردد . به همین دلیل به محض بارش برف ، آن را از روی چنین
• بامی پارو می کنند و با غلتکی سنگی و کوچک ، بام را دوباره غلتک می کشند تا پوشش کاهگلی آن مجددا متراکم و سوراخ های ایجاد شده در اثر نفوذ آب مسدود گردند .
• انتخاب بام های مسطح در اقلیم سرد مشکلی ایجاد
نمی نماید چرا که با نگهداری برف بر روی بام ازآن به عنوان عایق حرارتی در مقابل سرمای زیاد هوای خارج که چندین درجه کمتر از درجه حرارت برف است استفاده می شود و همچنین فضای زیر اسکلت خرپا که کاربرد انباری دارد ، عایق مناسبی بین فضای داخل و خارج بنا خواهد بود . لذا دو جداره بودن سقف بنا در این اقلیم برای حفظ گرمای بنا حائز اهمیت است .
• نوع مصالح
• مصالح مورد استفاده در ابنیه سنتی در مناطق سرد و کوهستانی مانند سایر حوزه های اقلیمی از مصالح موجود در آن اقلیم است. این مصالح باید از ظرفیت و مقاومت حرارتی خوبی برخوردار باشند تا گرمای بنا را در فضای داخلی آن حفظ نماید .
• لذا بدنه این ابنیه از سنگ ( یا چوب ، ملات کاهگل ، خشت و آجر ) و پوشش سقف و بام از تیر های چوبی و کاهگل می باشد . از سنگ و مصالح مقاوم و سنگین برای برای پی سازی بنا استفاده می کنند و در برخی نقاط ، کرسی چینی با مصالح سنگین جهت جلو گیری از رطوبت به کار می رود ، هر چند ابنیه این مناطق ، به طور کلی ، بر روی زمین بنا می شوند .
در این رابطه می توان از شهر جوانرود و روستاهای اطراف آن واقع در منطقه غربی رشته کوه زاگرس و در ۹۵ کیلو متری شمال غرب کرمانشاه نام برد . در این منطقه ساختمانهای سنگی ، سیمایی موزون و هماهنگ به کل بافت شهر و همچنین به بافت روستاها داده است . سنگ که به وفور در این منطقه کوهستانی وجود دارد و به صورت لاشه و یا قواره در دیوارهای قطور ساختمان ها به کار می رود . در این منطقه اقلیمی سرد و نسبتا پر باران ، بام ساختمان ها مسطح و با تیر چوبی و کاهگلی پوشیده شده است . هر چند که بام اغلب ساختمان ها های جدید در جوانرود دارای خرپای چوبی و پوشش شیروانی است .
• کالبد شهری و روستایی
• بافت شهری و روستایی حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی در جهت مقابله با سرمای شدید شکل گرفته است . ویژگی های بافت شهری و روستایی در این اقلیم عبارتند از :
• ۱٫ بافت متراکم و فشرده
• ۲٫ فضاهای کوچک و محصور
• ۳٫ بهره گیری از جهات آفتاب و زمین ( به عنوان عوامل تعیین کننده ی جهت استقرار و گسترش شهر و روستا و سیمای آنها )
• ۴٫ معابر باریک به موازات خط تراز زمین
• با توجه به شرایط اقلیمی منطقه سرد و کوهستانی در ایران به منظور جلوگیری از اتلاف حرارتی و کوران هوا ، بنا ها به صورت متراکم و فشرده و متصل و در کنار هم ساخته می شوند تا سطح تماس فضاهای گرم مسکونی با محیط سرد خارج کاهش یابد . همچنین بنا ها طوری کنار هم قرار می گیرند که یکدیگر را
• محصور نمایند و فضاهای شهری تا حد امکان کوچک شوند تا نفوذ جریان باد سرد به داخل فضاهای شهری کم گردد و تابش حرارت از سطح خارجی دیوارهای گرم ابنیه به فضاهای کوچک و محصور شهری ، هوای سرد آنها را تعدیل نماید .
• نکته قابل مشاهده دیگر در این نوع شهرها ، طراحی معابر کم عرض و باریک برای استفاده بهتر از حرارت و جلوگیری از تبادل گرما و سرما است . معمولا در این نوع اقلیم ، مجتمع های زیستی در وسط دامنه بلندی ها و رو به جنوب و در داخل زمین یا روی آن به منظور بالا بردن ظرفیت حرارتی دیواره های بدنه شمالی و
• افزایش حجم داخلی نسبت به سطح بیرونی ، استقرار می یابند . در واقع در صورت استقرار روستا در پائین دره اولا خطر سیل خیزی و نابودی روستا وجود خواهد داشت . ثانیا نفوذ هوای سرد سنگین به دره ها باعث افزایش شدت سرما به هنگام شب خواهد شد . ثالثا جبهه شمالی کوه همواره در سایه قرار گرفته و سرد می باشد در حالیکه روستاها و شهر ها باید جهت حداکثر استفاده از تابش خورشید ، رو به دره و در آفتاب بنا گردند . رابعا به علت فزونی ناهمواری های زمین و شدت باد در بالای کوه و دسترسی به منابع آبی و رود خانه ها که در قسمت پائین ارتفاعات جاری هستند ، استقرار بافت روستایی و شهری بر بالای کوه صحیح نمی باشد
• اقلیم گرم و خشک (ساختمان در این اقلیم
اما شرایط تابستانی حکم بر فشردگی ساختمان نموده و داشتن فرمی مکعب شکل را ضروری مینماید در هر صورت با بریدن قسمتی از این مکعب و پر نمودن حفره ایجاد شده با سایه (سایه دیوار، درخت، پیچک، چفته مو) و هوای خنک شده بوسیله تبخیر آب سطح چمن برگ درختان، حوض و فواره میتوان اقلیم نسبتاً مطلوبی در ساختمان ایجاد نمود در اطراف این باغچه داخلی پلان ساختمان میتواند آزاد باشد بدین ترتیب پلان کلی ساختمان در این مناطق بطرف داخل معطوف میگردد. آنچه بدین ترتیب برای مناطق گرم و خشک
• پیشنهاد میگردد همان فرم زیبا و مشهور خانههای سنتی ایران است که از دوران ماقبل تاریخ تاکنون نه تنها در مناطق داخلی ایران بلکه در نواحی خشک خاورمیانه نیز تکرار شده است. ساختمانهای حیاط دار قدیمی بهترین فرم و ترکیب ممکن اجزاء یک ساختمان برای تعدیل اقلیم بشمار میروند. اطاقهای اینگونه منازل که فقط به داخل حیاط باز میشوند در برابر سرمای زمستان باد و طوفان شن که معمولاً در مناطق کویری در جریان است حفاظت میشوند. در زمستان اطاقهای رو به جنوب و در تابستان اطاقهای رو به شمال این مجموعه مورد استفاده قرار گرفته و بدین ترتیب محل زندگی نیز با اقلیم هماهنگ میگردد حیاطهای داخلی که شامل درخت، حوض و سطوح سبز گیاهان هستند یکی از مؤثرترین عوامل ایجاد رطوبت در هوای خشک اینگونه مناطق به شمار
• میروند. در شب هوای سرد مجاور پشت بام بطرف پائین حرکت کرده و در داخل حیاط و جسم دیوارها میماند و به این ترتیب باعث افت حداکثر دمای هوای داخل حیاط در روز میشود در نتیجه در روز هنگامیکه دمای هوای خارجی و شدت تابش آفتاب به حداکثر میرسند هوای داخل ساختمان نسبتاً معتدل خواهد ماند.
• تهویه موردنیاز اقلیم گرم و خشک
• در مناطق گرم و خشک باید میزان تهویه طبیعی در روز را به حداقل ممکن رساند، چون در اثر ورود هوای گرم خارج بداخل، دمای هوا و سطوح داخلی نیز افزایش مییابد. به
• خصوص در طول روز که سرعت باد زیاد و در نتیجه میزان تهویه طبیعی نیز زیاد است، تغییرات دمای هوای داخلی در سطحی نزدیک به دمای هوای خارج تغییر مینماید. از طرف دیگر ، چون رطوبت هوای اینگونه مناطق کم است. حتی با جریان هوایی با سرعت کم امکان سرد شدن بدن از طریق تبخیر عرق بدن وجود داشته و در نتیجه احتیاج به سرعت زیاد هوا برای خنک سازی از راه تبخیر لازم نمیباشد. سرعت هوا برای ایجاد چنین وضعیتی میتواند cm 15 در ثانیه باشد و این سرعتی است که در نتیجه اختلاف دمای سطوح و
• همچنین در نتیجه نفوذ هوای خارج بداخل از طریق درز پنجرهها ، در هوای اطاق بوجود میآید و بدین ترتیب نیازی به باز بودن پنجرهها نخواهد بود. در عصر و شب ، بدلیل پایین بودن دمای هوای خارج نسبت به دمای هوا و سطوح داخلی تهویه طبیعی امکان سریع خنک شدن هوای داخلی را بوجود میآورد. نیاز به کوران در عصر و شب وجود دارد. وجود پنجرههای باز شو را ضروری میسازد اما باید به این نکته توجه داشت که راندمان تهویه به اندازه پنجرهها متناسب نیست. با هماهنگ ساختن محل ، شکل و نحوه باز شدن پنجرهها، میتوان اندازه آنها را بقدری کوچک
• انتخاب نمود که حرارت کسب شده از طریق آنها را به حداقل رسانده و در عین حال امکان تهویه بطور مفید را بوجود آورد. ضمناً باید به مشکل ورود گرد و غبار بداخل ساختمان نیز توجه داشت. در مناطقی که همیشه طوفان شن و گرد و غبار وجود دارد ساختمانهایی که بر روی پیلوتی قرار گرفتهاند مقدار بسیار کمی از گرد و غبار و شن موجود در هوا را دریافت مینمایند ، چون معمولاً در ارتفاع بیش از m 10میزان شن وجود در هوا بشدت افت مینماید.
• چندی پیرامون اقلیم گرم و خشک
• دومین گروه بزرگ اقلیمی کشور است. محدوده جغرافیایی این پهنه اقلیمی عمدتاً در
• بخشهای مرکزی کشور و به صورت نوار باریکی در جنوب غربی کشور (دامنههای جنوب غربی رشته کوههای زاگرس) گسترش یافته است. تنوع عرض جغرافیایی و ارتفاع نقاط مختلف واقع در این پهنه اقلیمی بسیار زیاد است در این اقلیم در شمالیترین و جنوبیترین نقطه کشور شرایط آب و هوایی مشابهی ایجاد شده، به طور مثال (در گز) که در شمالیترین نقطه این پهنه اقلیمی قرار گرفته است (در عرض جغرافیایی º۳۷ شمالی) با ارتفاع ۵۰۰ متر از سطح دریا، پایینترین (نیریز) که در جنوبیترین محدوده این پهنه قرار گرفته (در عرض جغرافیایی º۲۹ شمالی) با ارتفاع ۲۱۰۰ متر از سطح دریا، مرتفع ترین
• نقطه این گروه را تشکیل میدهند. شرایط آب و هوایی کلیه زیرگروههای اقلیمی این گروه در زمستان نسبتاً سرد و در تابستان نیمه گرم و خشک است. شرایط حرارتی هوا در فصل زمستان امکان بسیار زیادی را جهت استفاده از انرژی خورشیدی در گرمایش ساختمان بوجود میآورد و به همین دلیل تقریباً در کلیه زیرگروههای واقع در این پهنه اقلیمی درصد سالانه امکان بهرهگیری از انرژی خورشیدی بالاتر از درصد نیازهای دیگر است. در این گروه بدلیل پایین بودن رطوبت نسبی هوا بخصوص
• در فصل گرم در کلیه زیرگروههای اقلیمی میتوان با بهرهگیری از عملکرد مصالح ساختمانی سنگین در بخشی از فصل گرم سال شرایط حرارتی فضاهای داخلی را کنترل نمود. اما شدت گرمای هوا در گرمترین ماههای سال درحدی است که سرمایش مکانیکی را ضروری میسازد. نوع سیستم مکانیکی مورد نیاز بدلیل بالا بودن رطوبت هوا و بدلیل گرمای شدید و هوا کولر گازی یا سیستم تهویه مطبوع و در سایر زیر گروههای این پهنه اقلیمی کولر آبی است.در هر صورت بهرهگیری از انرژی خورشیدی ، کاهش اتلاف حرارت ساختمان و جلوگیری از تاثیر هوای گرم خارج و تابش شدید آفتاب بر ساختمان از اهداف عمده طراحی اقلیمی در این پهنه اقلیمی است.
برگرفته شده از سایت : http://www.naghsh-negar.ir
ضوابط ساماندهی نماها
تعریف نما :
نما عنصری است که امروزه جزء جدائی ناپذیر از بدنه شهری محسوب می گردد مانند دیگر پدیده های معماری دارای تاریخچه است که در اینجا مورد مطالعه قرار می گیرد .
طبیعی است که نما به مفهوم عام خود در طراحی معماری که تصویر علمی ساختمان در یکی از جهات چهارگانه می باشد مورد نظر ما نیست منظور از نما ضلعی از ساختمان است که در معرض دید عموم و در تماس با فضاهای عمومی شهر قرار می گیرد ، نقش نما تفکیک زندگی خصوصی از زندگی شهر است ، سیما و زیبائی شناسی نمای ابنیه انحصاری و انفرادی نیست ، نماها تعریف کننده فضای خیابان و یا میدان هستند و به همین دلایل است که نما از حساسیت و اهمیت بیشتری برخوردار است .
با توجه به مصوبه سال ۱۳۶۹ شورای عالی شهرسازی و معماری ، وزارت مسکن و شهرسازی ، وزارت کشور موظف به تهیه و ابلاغ ضوابط و مقررات نمای شهری ظرف ۱ ماه بوده که این کار ظرف ۱۸ سال گذشته صورت نگرفته است و این کار باعث آزاد گذاشتن دست مالکان در اعمال سلیقه های شخصی و هنرنمایی اغراق آمیز طراحان شده است تا دست به دست یکدیگر نمای شهرها را به زشت ترین و بی هویت ترین نماها تبدیل کنند .
پس از بررسی روند شکل گیری سیمای شهر تهران و ضوابط و مقررات ساختمانی موجود و پیشینه طرح ، شناسائی ناهنجاریهایی که سیمای کنونی شهر را به این شکل درآورده اند صورت گرفته است و سرانجام با توجه به یافته ها و مسائل بررسی شده ، معیارهای کلی و ضوابط ساخت و ساز و مسائل تاثیرگذار بر شکل گیری نماهای شهری ارائه گردیده است .
مواردی که باعث اغتشاش و ناهماهنگی در بدنه شهری می شوند به شرح زیر می باشند :
الف) اعمال سلیقه و دخالتهای غیرکارشناسانه شامل :
۱- حکمیت فرهنگ ساخت و ساز غیرحرفه ای (بساز بفروشی)
۲- اعمال سلیقه مالک یا کارفرما
۳- عدم استفاده از نظریات کارشناسان معمار در طراحی و اجرا
۴- هنرنمایی اغراق آمیز برخی از طراحان
ب) ضعف تئوریک :
۱- عدم آگاهی به اصول معماری ایران
۲- عدم به کارگیری مدولاسیون
ج) ناهنجاریهای مربوط به عدم رعایت اصول طراحی بنا
۱- عدم همخوانی فرم و کاربری
۲- الحاقات زائد و غیراصولی
۳- استفاده از گرایش های معماری بی ارزش و بی هویت
ضرورت موضوع
عدم وجود ضوابط و مقررات قابل درک که بتواند به شناسائی فضاها و مناطق مختلف شهر به صورت هویتهای مستقل کمک کند ، آنقدر اغراق آمیز است که نوعی وحدت بصری بیمارگونه و گسترده در تمامی نقاط شهر را موجب شده است.
در آستانه جامعه مدنی نیاز به ساماندهی نما شدیداً احساس می گردد و این مهم فقط با هماهنگی دست اندرکاران ساخت و نگهداری شهر و بناهای آن میسر می گردد ، زندگی را نباید این طرف و یا آن طرف یک نما دید ، در داخل زندگی خصوصی و در بیرون زندگی عمومی در جریان است ، زندگی جمعی اگر مهمتر از زندگی فردی نباشد از آن کم اهمیت تر نیست.
ضوابط و مقررات نمای شهری ـ مصوب مورخ ۲۸/۸/۶۹
۱- کلیه سطوح نمایان ساختمانهای واقع در محدوده و حریم شهرها و شهرکها که از داخل معابر قابل مشاهده است ، اعم از نمای اصلی و نماهای جانبی ، نمای شهری محسوب می شود ، لازم است با مصالح مرغوب به طرز مناسب، زیبا و هماهنگ نماسازی شود .
۲- صدور گواهی پایانکار ساختمان مشروط به انجام نماسازی نماهای اصلی و جانبی است
طراحی عناصر و جزئیات ساختمان
نمای ساختمان ترکیبی از سه قسمت می باشد .
۱- نشست ساختمان بر زمین : قسمت تحتانی ساختمان که بر روی زمین قرار میگیرد و می بایست به گونه ای طراحی شود که ضمن هماهنگی با مجاورین استقرار ساختمان بر روی زمین را تقویت کند .
۲- بدنه ساختمان : درب ورودی و دسترسیها ، ابعاد پنجره ها ، هماهنگی و بافت مصالح مورد استفاده با در نظر گرفتن فرورفتگی و پیش آمدگی و تاثیر مثبت از محیط و نمای املک مجاور در نما مشخص شود .
۳- خط آسمان : نحوه اتصال و ارتباط بدنه بنا با افق در مقیاسی که خوانایی بنا را برای ناظر تثبیت نماید.
طراحی نمای مناسب و هماهنگ تحت تاثیر عناصر و جزئیات ساختمانی :
۱- هماهنگی مصالح
۲- هماهنگی بافت و رنگ
۳- هماهنگی (پیشانی)
۴- هماهنگی بالکنها و بیرون زدگی ها
۵- هماهنگی نرده ها و دیوارهای محصور کننده
۱- نحوه ارائه نقشه نما جهت ارائه طرح و بررسی در کمیسیون نما :
۱- نقشه معماری مصوب و نقشه معماری وضع موجود ارائه گردد
۲- طرح نما با مقیاس ۵۰/۱ در پنج نسخه (کلیه نماهای مشرف به گذر )
۳- درصورت شمالی بودن و یا دوبر بودن نمای دیوار مشرف به گذر نیاز است
۴- پلان*های پوسته نما بویژه در قسمت برگذر ترسیم گردد (فرورفتگی و پیش آمدگی در نما مشخص باشد)
۵- کلیه نقشه ها دارای نام و نام خانوادگی مالک ، شماره پرونده ، پلک ثبتی ، آدرس ملک ، نام طراح و مهر شرکت باشد.
نحوه طراحی ساختمان متناسب با اقلیم :
طراحی معماری ساختمان باید حتی الامکان همساز با اقلیم باشد به نحوی که از شرایط مطلوب طبیعی حدکثر استفاده به عمل اید . برخی عوامل به شرح زیر می باشد :
جبهه های مطلوب به لحاظ نورگیری :
فضاهای اصلی باید رو به جبهه های مطلوب ساختمان قرار گیرد . جبهه های مطلوب به ترتیب اهمیت عبارتند از : جنوب ، شمال ، شرق و درصورت ضرورت با تمهیدات لازم در غرب ، استقرار فضاهای اصلی رو به جنوب باعث می شود تا بتوان بخشی از نور و گرمای موردنیاز ساختمان در اوقات سرد را از طریق تابش آفتاب به داخل تامین نمود .
جدارهای نورگذر :
جدارهای نورگذر شامل پنجره ها ، نورگیرها ، و مشابه آن باید از قاب های مرغوب و بدون درز مستقیم و با حداقل نشت هوا باشند . استفاد ه از شیشه های دو جداره و یا دو قاب موازی برای این سطوح به ویژه برای پنجره ها توصیه می شود .
سایه بانها :
سایه بانها برای کنترل میزان تابش آفتاب به سطوح نور گذر ساختمان به کار می رود . استفاده از عایق حرارت در پوسته خارجی ساختمان سبب می شود که حرارت حاصل از منابع گرمایشی طبیعی نظیر انرژی تابشی خورشید ، گرمای حاصل از سکنین و گرمای حاصل از وسایل الکتریکی در فضای داخل باقی بماند و به عنوان منبع گرمایش کمکی مورد استفاده قرار بگیرد. به همین منظور باید سایه بان با عمق مناسب در این مناطق تعبیه گردد . منظور از عمق مناسب سایه بان ، عمقی است که در اوقات گرم سال از تابش خورشید به داخل ممانعت به عمل اید و در اوقات سرد برای استفاده از گرمای تابشی خورشید امکان ورود تششع خورشید به داخل فراهم شود .
۲- به منظور دستیابی به یک نمای مطلوب، جنس و رنگ سنگ مصرفی از اهمیت بسزایی برخوردار است و موارد زیر در طرح نما لحاظ گردد .
۱- عکس ازساختمان ومجاورین از کلیه نماها (درصورت احداث)
۲- در طرح ارائه شده جنس و رنگ کلیه مصالح مشخص گردد و درصورت نیاز نمونه مصالح ارائه شود (رنگ کلیه پروفیل ها و رنگ شیشه ها نیز مشحص گردد)
۳- حداقل دو نوع مصالح (رنگ ـ جنس) برای نماها در نظر گرفته شود
۴- مصالح نما باید اتصال کافی و مناسب با بدنه و سازه داشته باشد تا از خطر ریزش جلوگیری به عمل اید.
۵- کلیه سطوح خارجی ساختمان ، به لحاظ ایمنی و زیباسازی منظر شهری ، باید در شرایط مناسب نگهداری شوند.
۳- سقفها
۱- در ساختمانهای با سقف شیبدار دسترسی اساسی به بام مشخص باشد
۲- شیب بام در ساختمان های شیبدار حدود ۲۵ درصد در نظر گرفته شود
۳- راس شیب بام بصورت شکسته در نظر گرفته شود
۴- در ساختمانهای با سقف شیبدار محل قرارگیری کولرها در بام مشخص و در پلانها و مقاطع دیده شود
۵- بارانگیر در ساختمانهای عادی (بدون شیب سقف) مدنظر و در مقاطع دیده شود (متناسب با همسایه و حدکثر تا ۹۰ سانتیمتر)
۶- ساختمانهائی که در محدوده سقف های شیبدار می باشد ولی پروانه قدیمی دارند و اجرا شده است سقف شیبدار غیر اساسی با پوشش سفال یا روف تایل اجرا گردد.
۷- سقفهای شیبدار باید به نحوی طراحی و اجرا گردد که از ریزش برف ، یخ یا اجزای سقف از ارتفاع جلوگیری شود .
۴- اندازه و ابعاد پنجره ها با توجه به مبحث ۴ و مبحث ۱۹ (انرژی) مقررات ملی ساختمان و آئین نامه ۲۸۰۰ زلزله طراحی و براساس اصول فنی لحاظ گردد. رعایت موارد زیر در نمای ساختمانها الزامی می باشد .
۱- از شیشه رفلکس استفاده نشود
۲- فاصله پنجره ها از زیر سقف تمام شده حداقل ۲۰ سانتی متر در نظر گرفته شود
۳- مشخصات کلیه درها و پنجره ها باید با استانداردهای ملی مطابقت داشته باشد .
۴- استفاده از درب و پنجره با ابعاد مدولار و تولید صنعتی در ساختمان رعایت گردد .
۵- در فضاهای اقامت ، سطح شیشه الزامی ، حداقل یک هشتم سطح کف می باشد ، مگر آنکه پنجره ها تنها در یک دیوار تعبیه شده باشد و فاصله آن دیوار با دیوار مقابل بیش از ۵/۴ متر باشد که در اینصورت یک هفتم سطح کف ، الزامی خواهد بود .
۶- در فضاهای اقامت در صورتی که لبه بالای پنجره ها غیر از نورگیر سقف شیبدار در ارتفاع زیر ۱۰/۲ متر قرار گرفته باشد ، سطح الزامی شیشه شفاف یک ششم سطح کف است ، مگر آنکه کلیه دریچه ها نیز در یک دیوار تعبیه شده باشد و فاصله آن از دیوار مقابل بیش از ۵/۴ متر باشد ، دراینصورت سطح الزامی شیشه ، یک پنجم کف فضا است .
۷- در مواردی که تامین نور به صورت طبیعی صورت گیرد ، حداقل سطح شیشه در
راه پله ها ۹/۰ مترمربع به ازای هر طبقه می باشد .
۸- استفاده از اجزای ساختمانی به صورت صنعتی و مدولار ، با رعایت استانداردها و مقررات ملی ساختمان ، توصیه می شود. ضوابط مربوط به در و پنجره صنعتی و با ابعاد مدولار در مبحث الزامات عمومی ساختمان (مبحث ۴) آورده شده است.
۵- پروفیل ، نرده و شیشه
۱- پیلوت بصورت یکسره باز و از نرده روی دیوار با ارتفاع ۸۰ سانتی متر استفاده شود و نرده دارای طراحی مناسب باشد
۲- در بالکن ها و لبه بام از نرده استفاده نگردد(استفاده از نرده در لبه دست انداز منوط به طراحی مناسب تا ۳۰ سانتیمتر بلامانع است )
۳- حداقل ارتفاع جانپناه بالکن ها در محفظه های آفتابگیر و جانپناه حیاط های داخلی باید ۱۰/۱ متر باشد .
۴- در طرح ارائه شده تناسب پنجره و درب پیاده و سواره در نظر گرفته شود
۵- در استفاده از انواع شیشه های مات ، آجر شیشه ای و پلاستیک ، باید سطحی که نور معادل شیشه شفاف الزامی را تامین کند ، جایگزین گردد .
۶- جزئیات اجرائی
۱- درصورت نیاز و طراحی خاص بعضی از قسمتها جزئیات اجرائی ارائه گردد.
برگرفته شده از سایت : http://www.naghsh-negar.ir
انواع سقف
دال = هر سطح بتنی با هر ضخامت . تیرچه بلوک ، کرومیت ، دال دو طرفه ، دال یک طرفه ، کامپوزیت و کلاً هر سطحی که روش پوشش بتن داشته باشه میشه دال بتنی .
تیرچه بلوک : تیرچه های بتنی مسلح با میلگرد که در فواصل معین ( حدود 0.5 متر ) قرار میگیرند و بین اون ها رو با بلوک های سفالی پر میکنند و روی اون رو حداقل 5 سانتیمتر بتن میریزند .
کرومیت : تیرچه های فولادی که در فواصل معین قرار میگیرند و بین اون ها رو با بلوک های پلاستوفوم پر میکنند و روی اون بتن میریزند
کامپوزیت : تیرآهن های فولادی I شکل در فواصل معین ( حداقل 1 متری ) قرار میگیرند و روی آن ها بتن به ضخامت 10 سانتیمتر ریخته میشه .
دال دو طرفه : 4 طرف تیر بتنی که سطح پوشش آن بتنی به ضخامت بیشتر از 12 سانتیمتر بصورت مسلح قرار میگیره .
دال یک طرفه : چشمه های بتنی سقف که نسبت طول به عرض بیشتر از 2 باشه .
طاق ضربی : تیرآهن هایی I شکل در فواصل معین قرار میگیرند و بین اونها ( جان به جان ) آجر با ملات گچ و خاک بصورت طاق شکل قرار میگیره و روش با پوکه پر میشه ( قدغن شده )
سقف کاذب : هر سطحی که پایینتر از سقف سازه ، اجرا بشه . برای پوشاندن عوامل تاسیساتی استفاده میشه .
سقف کاذب کناف : از ورق های گچبرگ استفاده میشه . در فاصله دلخواه از سقف سازه ای : یعنی فاصله ای که پشتش ممکنه کانال کولر ، لوله آب ، لوله برق و گاز و فاضلاب و ... رد شده باشه ، یک زیر سازی سازه ای انجام میدند با ناودونی های مخصوص ، ورق های گچبرگ به شکل های دلخواه به اون پیچ میشه و روش رو رنگ میزنند .
یکی از ویژگی های این پلاستوفوم ها ضدحریق ودنشونه ، یعنی اینکه در مقابل حرارت مشتعل نمیشند ، فقط ذوب میشند .
برداشت از http://www.iran-eng.com/


